بحمد الله اين بحث تمدن سازي را به سرانجام رساندم. آموخته هاي حقير بود از محضر درس دكتر كوشكي خودمان! البته دكتر با همه اينها ممكن است موافق نباشد اينها دريافته هاي حقير بود از كلاس درسي. از اين پس بيشتر سعي ميكنم بر اساس روز و با تكيه بر آنچه تا بحال نقل شد به بررسي مسائل بپردازم. مطالب ممكن است طولاني باشد. حقير عادت به نقل تلگرافي ندارد و تا حق مطلب ادا نشود به روده درازي مي پردازد. انشا الله تحمل بفرمائيد قطعاً هم شما از مطالب و هم حقير از نظرات شما استفاده خواهيم كرد. باشد اين باب گفتمان گشوده بماند.
آري علم بهتر است يا ثروت؟
موضوع انشاي آشنايي است. همه ما حد اقل يك بار آن را در دفترچه انشاي خود نوشته ايم. اما براستي كدام بهتر است؟
هر حكومتي بدون توجه به منش سياسي و جهت گيري ايدئولوژيك براي پيشرفت و ترقي و كسب اهداف مادي خود (با معنويش فعلاً كاري ندارم) نيازمند دو ركن اصلي است:
1) فكر دانشمند (تحت عناوين علم، دانش، فن، تكنولوژي و .... )
2) سرمايه (هزينه به ثمر نشاندن فكر و تبديل آن از حالت انتزاع به فعليت)
پس از انقلاب اسلامي به هر دليل (موضع گيري انقلابيون جوان و وابستگي صاحبان سرمايه به رژيم گذشته) بخش وسيعي از سرمايه هاي اين كشور به خارج از ايران منتقل شد. هر چند وجود ثروت باد آورده و خدادادي سوختهاي فسيلي خيلي زود خلا ناشي از آن را تا حدودي پر كرد اما هزينه هاي سنگين جنگ هرگز نگذاشت تا اين ثروت صرف آن شود كه بايد. از طرفي فرار مغزها پديده اي بود كه از روز اول انقلاب با آن (بازبه هر دليلي) مواجه بوديم. در مباحث آتي سعي مي كنم با كمك شما دوستان عزيز علل عدم توفيق در كسب سرمايه از طريق صادرات غير نفتي و همچنين عدم دستيابي به تكنولوژي برتر را بررسي كنم.
راه هاي كسب سرمايه در دنياي مدرن:
در دنياي امروز كشورها به طرق مختلفي سعي در تامين هزينه هاي جاري و عمراني خود مي كنند.
ساده ترين راه صدور مواد اوليه است. اين ماده اوليه مي تواند مواد معدني (مثل سنگ معدن) يا بيولوژيكي – طبيعي ( مثل چوب ) باشد كه انسان در توليد آن نقشي نداشته ( يعني سرمايه اوليه گذاشته نشده ) و صرفاً بطور خدادادي و بصورت يك اقبال و شانس براي برخي از كشورها فراهم شده است.
راه ديگر تبديل مواد اوليه به ماده ثانويه و صدور آن است. مثل پالايش نفت و يا ساخت تير آهن از سنگ معدن و سپس فروش آن. در اينجا شما يك مرحله كار اضافه يا فرآوري روي محصول انجام داده اي كه مستلزم صرف هزينه و سرمايه گذاري اوليه است.
راه ديگر تبديل ماده ثانويه به محصولات جانبي و پيشرفته و پيچيده تر و فروش آن است. مثلاً ساخت ماشين آلات از فلزات و فروش آنها. اين مرحله نيازمند تكنولوژي برتر و هزينه بيشتر است. متناسب با پيچيدگي كار انجام شده سود حاصله و قيمت محصول نيز بيشتر مي شود.
اينها تقريباً براي كشوري كه به مواد اوليه بطور خدادادي دسترسي دارند بسيار مطلوب مي نمايد. اما كشوري مثل ژاپن كه منابع طبيعي اوليه چنداني ندارد به ناچار بايد مواد اوليه را از جاي ديگري خريداري كند چه؟
شايد كاربرد لفظ (( به ناچار )) در بالا چندان براي كشوري مثل ژاپن مناسب نباشد. متاسفانه اين ما هستيم كه بدليل نداشتن تكنولوژي برتر و سرمايه گذاري اوليه (جهت كسب آن تكنولوژي) مجبوريم ((به ناچار)) محصول اوليه خود را كه يك موهبت خداداديست به آنها به قيمتي بسيار ناچيز بفروشيم سپس به قيمتي بيشتر محصول فرآوري شده را از آنها خريداري كنيم.
برخي كشورها بجاي ورود به عرصه صنايع وارد عرصه ديگري براي كسب سرمايه شده اند. اين عرصه همان عرصه خدمات است. اين كشورها مصداق واقعي ((گرفتن كره از آب هستند)). براي مثال كشوري در قديم تمدني داشته و اين تمدن خرابه هايي بجا گذاشته است. حال عده اي آدم بيكار و ثروتمند تمايل دارند از اين خرابه ها بازديد كنند. نتيجه مشخص است. يا كشوري داراي روزهاي آفتابي و سواحل بي پايان است. ملت عقده اي و آفتاب نديده اروپايي با جان و دل تعطيلات را در اين كشور مي گذرانند. يا ارائه خدمات به كشتيهاي باربري از قبيل انبار و لنگرگاه مجاني و حق ورود به كشور براي ملوانان آن كشتيها بدون عوارض. پر واضح است كه حتي اگر ملوانان اين كشتي ها در كشور مقصد نفري يك ليوان آب هم بخرند باز براي آن كشور سود آوري داشته است.
جالب كاري است كه هندوستان جديداً مي كند: توريست پزشكي و توريست تحصيلي! شيوخ از تمام كشورهاي خليج فارس براي درمان ليزيك چشم به هندوستان سفر ميكنند و همسايه شمالي خود ايران را با اين امكانات پزشكي و اين پيشرفت مثال زدني در خاور ميانه در عرصه پزشكي نمي بينند. يا ببينيد چند نفر از آشنايانتان براي تحصيل عازم هندوستان مي شوند!
يك راه ديگر مشاركت سرمايه گذار خارجي در سود و زيان صنعت داخلي است. يعني با دادن تسهيلاتي از قبيل نرخ ماليات پايين، نيروي كار ارزان، يا مواد اوليه ارزان و در دسترس، سرمايه گذار خارجي مشتاق مي شود جهت توليد و مشاركت، سرمايه و گاهي تكنولوژي خود را وارد كشور ديگري كند و از طريق مشاركت به سود آوري و تامين پول براي آن كشور بپردازد.
زمينه لازم براي هر يك از اين اقدامات فوق حس همكاري و گسترش روابط بين المللي است. توسعه اي كه از آن به توسعه سياسي نام برده اند. نمي توان انتظار داشت سرمايه گذار در كشوري كه شرايط آن بحراني و ويژه است، سياستهاي بانكي و پولي آن مشخص نيست، از مافيا و رانت براي پيشبرد كارها استفاده مي كند، هر از چند گاهي مورد تهديدهاي بين المللي و داخلي قرار مي گيرد وارد شده و خطر زيان به مال خود بخرد.براي مثال آنچه كه امروز بيش از هر چيز كشورها را در همراه شدن با آمريكا در جبهه مبارزه با آنچه تروريسم مي خوانند مردد مي كند و باعث تنها ماندن آمريكا در عراق شده آسيب پذيري آن كشورها دربرابر هر گونه ناآرامي و تهديد سايتهاي سرمايه گذاريشان در كشور خود يا كشورهاي ديگر است.
در نهايت درآمدهاي مالياتي كه براي دولت داراي نقشي اساسي است.
حال بياييم بر سر بحث خودمان. منصفانه ببينيد ما كداميك از راههاي كسب سرمايه برايمان ميسر است؟ از كدام به نحو احسن استفاده مي كنيم؟
پاسخ: تمام راههاي كسب سرمايه براي كشور ما ميسر است. از هيچكدام به نحو احسن استفاده نمي كنيم. يعني درصد فعليت پتانسيل ها بسيار پايين است.
ممكن است دوستان بگويند دست از اين ماديگرايي بردار آقا جان ! نكته اينجاست با افزايش ورود سرمايه به داخل كشور توان دولت براي ارائه خدمات رفاهي به ملت افزايش پيدا مي كند. نكته بعدي افزايش اشتغال و از طرفي افزايش دستمزدهاست. افزايش دستمزد و درآمد در صورتي كه به نحو صحيح صورت بگيرد همراه با نظام منطقي كنترل قيمتها ( يعني منجر به گراني نشود) كه اين از طريق سيستم عرضه كالا به صورت مدرن و حذف سيستم دلال بازار ميسر است، منجر به افزايش قدرت خريد در مردم مي گردد. نتيجه نهايي بهبود وضعيت اقتصادي و ايجاد طبقه اي به نام طبقه متوسط است كه در واقع ركن اصلي اجتماع در جوامع مترقي هستند. در اين صورت ديگر در كشور شاهد آن صحنه اي كه برادر محمود ولي بيگلو در وبلاگ فرياد سبز نشان دادند به اميد خدا نخواهيم بود.
بحث آينده : چرا به تكنولوژي برتر دست نيافته ايم.
