تبليغاتX
هویت ما

 

آيا روزه داري باعث كم شدن وزن مي شود؟

 

خيلي از افراد روزه مي گيرند تا لاغر شوند. روزه داري در يك صورت مي تواند باعث كم شدن وزن شود.

 

قبل از آغاز اين بحث ذكر يك نكته را ضروري مي دانم  و آن اينكه روزه مانند نماز يك دستور ديني است. دستورات ديني بيشتر جنبه ايماني دارد تا جنبه فيزيكي. يعني اينكه شما بجاي اينكه براي سلامت بدن خود روزه بگيريد در درجه اول براي نزديكي به خدا و به قصد قربت به اين عمل مي پردازيد و اگر فوايد بهداشتي در آن باشد آن ديگر توفيق اجباري است. يعني دوستان قصد قربت را در هنگام نيت فراموش نكنند وگرنه بجاي روزه بهتر است رژيم بگيرند چرا كه در ادامه  به اين نكته مي رسيم كه براي كاهش وزن شرايطي لازم است كه صرف روزه داري منجر به آن نمي شود.

 

بدن هر كس در طول روز به ميزان خاصي انرژي براي فعاليتهاي روزمره نياز دارد كه به آن سطح متابوليك پايه يا در حال استراحت مي گويند. ميزان انرژي مورد نياز براي يك فرد 170 سانتيمتري به وزن 72 كيلوگرم براي انجام فعاليتهاي روزمره حداكثر 3000 كيلو كالري است. برا اينكه درك صحيحي از اين انرژي داشته باشيد بايد بگويم اين مقدار انرژي را با خوردن يك همبرگر متوسط به همراه سيب زميني سرخ كرده و يك ليوان نوشابه تامين كرده ايد! يك ورزشكار درشت جثه (براي مثال آقاي عليرضا حيدري) به ميزان 10000 كيلو كالري انرژي براي انجام تمرينات و مسابقات ورزشي نياز دارد.

 

اما همانطور كه متوجه شديد ميزان غذاي مصرفي ما در طول روز هميشه خيلي بيشتر از نياز ماست با اين حال حتي افراد چاق هم از يك حد مشخصي چاقتر نمي شوند. از طرفي حتما ديده ايد افراد لاغري را كه با وجود پرخوري چاق نمي شوند. براي اين امر علل متفاوتي ذكر شده كه مهمترين آنها وجود مركز كنترل وزن در ناحيه هيپوتالاموس مغز است.( اين با هيپوفيز فرق دارد ها !)‌ به اين نحو كه اين مركز يك سطح مشخص براي متابوليسم و وزن دارد كه اجازه نمي دهد وزن فرد از آن حد مشخص بيشتر شود. اين مركز اين كار را با افزايش سطح سوخت و ساز پايه انجام مي دهد. اگر دقت كرده باشيد افرادي كه بسيار لاغر ولي پرخور هستند پس از صرف غذا دماي بدنشان به ميزان قابل توجهي افزايش مي يابد و به اصطلاح داغ مي شوند.

 

از طرفي همين مركز زماني كه فرد اقدام به روزه داري و يا رژيم هاي سنگين مي كند با پايين آوردن سطح متابوليك پايه باعث مي شود فرد ميزان كمتري انرژي مصرف كند. به عبارتي نياز بدن روزه دار به انرژي براي فعاليتهاي روزمره تا 2000 كيلوكالري پايين مي آيد. بي حالي و كرختي در زمان روزه داري شايد به همين دليل باشد.

 

حال آن دسته از دوستاني كه قصد دارند با روزه داري وزن خود را پايين بياورند بايد دقت كنند كه نياز آنها به انرژي در روز چيزي در حدود 2000 كيلو كالري است. پس دقت كنند ايشان با دو روش مي توانند وزن خود را كم كنند. اول اينكه در افطار و سحري چيزي كمتر از 2000 كيلو كالري انرژي دريافت كنند. دوم اينكه در طول روز اگر مثلا ۳۰۰۰ کیلو کالری انرژی دریافت می کنند حد اقل۱۰۰۰تا ۱۵۰۰ كيلو كالري انرژي با فعالیت ورزشی بسوزانند. راه دوم در زمان روزه داري توصيه نمي شود چرا كه در هنگام فعاليت دفع آب افزايش پيدا كرده و بخصوص در هواي گرم تابستان كه در سالهاي آينده بيشتر اثر خود را نشان خواهد داد موجب حالتي در فرد مي گردد كه به دهايدريشن يا از دست رفتن شديد آب بدن موسوم بوده و بسيار خطرناك است. به عبارتي امروزه در فيزيولوژي ورزش توصيه مي شود ورزشكاران در هنگام فعاليت ورزشي هر 20 دقيقه براي نوشيدن آب فعاليت را متوقف كنند.    

 

پس اگر هدف كاهش وزن داريد بجاي مصرف مواد قندي و چربي به ميزان زياد به خوردن سبزيجات و مواد گياهي بدون چربي و قند بپردازيد. دقت كنيد كه خرما و ساير ميوه هاي مملو از قند به سادگي انرژي شما را جبران مي كنند و درنتيجه زياده روي در مصرف آنها مي تواند منجر به چاقي شود. همانطور كه گفته شد مصرف نشاسته به خصوص نان و سيب زميني بر ساير مواد ارجحيت دارد چرا كه اين مواد بجاي ذخيره شدن به صورت چربي به صورت گليكوژن در كبد ذخيره مي شود كه براي فعاليتهاي روزمره ضروري است. هر چند زياده روي در اين مواد هم منجر به چاقي مي شود.

 

در پايان نوشيدن آب فراوان در ساعات بعد از افطار تا وقت خواب توصيه مي شود. آب فراوان يعني در حدود 2 ليتر.

حقير شخصا روزه داري را براي كاهش وزن توصيه نمي كنم و يافته هاي باليني نشان داده افرادي كه با روزه داري يا با رژيم سنگين وزن خود را كاهش مي دهند بعد از پايان دوره رژيم يا ماه رمضان به سرعت به وزن سابق باز مي گردند. براي كاهش وزن بايد يك رژيم غذايي متناسب شامل تمام مواد غذايي و فعاليت بدني مناسب و كافي داشت.

 

موفق باشيد.
+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386 و ساعت 18:1 |

 بهداشت روزه داري

 

سلام بر دوستان. حلول ماه مبارك رمضان بر شما دوستان عزيز مبارك و عبادتهايتان مقبول درگاه حق.

فوايد روزه و روزه داري هم در احاديث و روايات و هم در تحقيقات پزشكي بارها مطرح شده. اما رفتار غلط بخصوص در زمينه تغذيه مي تواند باعث بروز مشكلاتي براي روزه داران شود. در اين ماه به جاي پرداختن به مسائل سياسي و اجتماعي سعي خواهم كرد اطلاعات اندك خود در زمينه سلامت روزه دار را در اختيار شما عزيزان قرار دهم. باشد كه اين وبلاگ هم در اين ماه روزه دار باشد و دعوي دنيا نكند.

 

قبل از آغاز بحث ابتدا بايد با مفاهيم پايه در زمينه تغذيه آشنا شويم.

مواد غذايي كلا به 6 دسته يا گروه تقسيم مي شوند:

1) هيدراتهاي كربن ( قندها)

2) چربيها

3 ) پروتئينها

4) ويتامينها

5) مواد معدني

6) آب

هيدراتهاي كربن يا قندها و چربيها منابع اصلي انرژي براي انسان به حساب مي آيند. پروتئينها با اينكه مي توانند در تامين انرژي انسان نقش داشته باشند اما اين مساله تنها در شرايط سخت مثل فعاليت شديد بدني ( مثل دو ماراتن ) يا رژيمهاي سخت غذايي و يا شرايطي از قبيل قحطي اتفاق مي افتد. به طور كلي سوختن پروتئينها مقادير زيادي مواد سمي آزاد مي كند كه بسيار براي بدن خطرناك بوده و به همين دليل پروتئينها نقش انرژي زايي در بدن نداشته بيشتر در حكم تشكيل ساختار سلول ها و آنزيمها دخالت ميكنند.

 

هيدراتهاي كربن به صورتهاي مختلف وجود دارند كه در اينجا بگونه اي آنها را تقسيم بندي مي كنيم كه بصورت عملي قابل درك باشد. اصولا هيدراتهاي كربن را مي توان به صورت قندهاي شيرين كه از مولكولهاي كوچك تشكيل شده اند و قند هاي بي مزه كه از مولكولهاي بزرگ تشكيل شده اند تقسيم كرد.( اين تقسيم بندي علمي نيست بلكه براي كاربرد عمومي صورت گرفته. دوستان مطلع به بزرگي ببخشند) قندهاي شيرين مانند شكر، گلوكز، فروكتوز، مالتوزو ساكارز هستند كه در همه مواد شيرين يافت مي شوند. قندهاي بي مزه مانند نشاسته، سلولوز و گليكوژن هستند كه ازبين اينها ما انسانها فقط نشاسته را به عنوان ماده غذايي مصرف مي كنيم كه ماده اصلي در غذاهايي مانند برنج، نان، سيب زميني، و غلات است. سلولوز ماده اصلي سازنده چوب است و براي انسان غير قابل مصرف. گليكوژن مولكول بسيار بزرگي است كه عملا در كبد يافت شده و ذخيره قند در بدن انسان به حساب مي آيد. 

 

بحث در باره چربيها و تقسيم بندي آنها در اين مجال نمي گنجد و فقط به همين بسنده كنم كه چربيها بدليل اندازه بزرگتر مولكولهايشان در مقايسه با قندها داراي انرژي نهفته بيشتري هستند.

 

بدن ما علاوه بر انرژي به موادي نياز دارد كه در واكنشهاي شيميايي بدن نقش كاتاليزور ( تسريع و تسهيل كننده واكنش شيميايي) را بازي مي كنند. اين مواد را ويتامين مي ناميم . از طرفي مواد معدني نقش مهمي در مايعات و حفظ تعادل شيميايي بدن انسان بازي مي كنند.

 

مهمتر از تمام موارد بالا آب مي باشد. آب بخش عمده بدن انسان را شامل مي شود و از دست دادن 30 درصد از آب بدن مي تواند باعث مرگ شود.

 

در زمان روزه داري چه موادي مصرف كنيم!

بهترين رژيم غذايي چه در سحري، چه در افطار و يا در هر وعده غذايي ديگر شامل غذايي است كه 70 درصد آن قندهاي بي مزه ( نشاسته ) 20 درصد پروتئين (نه الزاما گوشت يا ماهي ، بلكه حبوبات، شير و فراورده هاي آن و بسياري مواد گياهي پروتئين دار) كمتر از 10 درصد چربي و مابقي مواد معدني و ويتامينها باشد.

 

حتي الامكان سعي شود در هنگام سحر از خوردن مواد قندي شيرين خود داري شده و مواد نشاسته دار ( مانند برنج، سيب زميني، نان و ... ) مصرف شود. هرگز بدون سحري روزه نگيريد.

 

در هنگام افطار هرگز روزه خود را با نوشيدنيهاي داغ افطار نكنيد! بافت معده شديدا در اين زمان آسيب پذير است. سعي شود در همان وعده افطار غذاي اصلي صرف شده و بين افطار و شام فاصله نيافكنيد.

بدن انسان در هنگام افطار به دليل كاهش شديد قند خون و از دست رفتن آب بدن شديدا تمايل به غذاهاي مايع و قندهاي شيرين دارد. سعي شود بر اين ولع غلبه كرده در صورت ميل كردن آش يا سوپ اين مواد در مقادير كوچك مصرف شود و تا حد امكان از خوردن شيريني ها ( زولبيا و باميه) خودداري كنيد. غذاهاي مايع با پر كردن معده باعث سيري زودرس ميشوند بدون اينكه بتوانند انرژي لازم براي شما را فراهم كنند. زولبيا بدليل فرايند توليد خاص حاوي مواد اكسيدان و سرطانزا مي باشد و از طرفي با وارد كردن مقادير زيادي قند به خون باعث سيري زودرس شما مي گردد. از طرفي انسان انرژي لازم براي فعاليتهاي روزمره را از گليكوژن ذخيره شده در كبد مي گيرد. قند اضافي در خون بجاي تبديل شدن به گليكوژن به چربي تبديل مي شود. افزايش وزن برخي در ماه مبارك بجاي لاغر تر شدن شايد به همين دليل باشد. بر عكس مواد داراي نشاسته كه به آرامي هضم مي شوند با تبديل شدن به گليكوژن و اندوخته شدن در كبد به خوبي  انرژي مورد نياز شما را براي روز بعد فراهم مي كنند.

 

پس از افطار تا وقت خواب تا حد امكان آب بنوشيد و ميوه جات و سبزيهاي تازه مصرف كنيد. از نوشيدن چاي و قهوه بپرهيزيد. بهترين ماده براي جبران آب از دست رفته آب است!!!!  

 

حسن ختام اين بحث نكته اي از رفتار ائمه اطهار مي باشد:

مولاي متقيان علي (ع) افطار معروفي داشتند. نان جو ( مسلما با سبوس) كه حاوي هيدرات كربن و ويتامينهاست، نمك ( در آن زمان نمك تصفه شده نبود و علاوه بر سديم وكلر حاوي  پتاسيم نيز بوده كه سه ماده معدني ضروري بدن هستند) و آب .

 

موفق و پيروز باشيد.

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 و ساعت 19:51 |
گفته می شود مجلس قرار است در رابطه با چند همسری مردان قوانینی وضع کند. داشتن چند همسر حق قانونی هر مرد مسلمان در جمهوری اسلامی است با این شرط که بتواند عدالت را رعایت کند.

به هر حال جند نفر از بانوان این مرز و بوم با این قانون مشکل دارند. اینها زیاد نیستند ها فقط یه چند ده میلیون نفرند که در مقابل چند ده میلیون مرد اصلا عددی نیستند این ضعیفه ها! تازه برخی از خانمها هم با این حق شوهرانشان هیچ مشکلی ندارند! این چند خط تقدیم به آن بانو نماهاست ( به قول فردوسی پور که عین ۱۰۰۰۰۰ نفر را تماشاگر نما می خواند).

با اجازه و تشکر از سید ابراهیم نبوی:

این منم
زنی تنها
و این هم شوهرم
مردی تنها
و این هم خواهرم است
زنی تنها که با شوهری تنها و بچه هایی تنها زندگی می کند.


اما دیروز
زمانی که ساعت هشت بار نواخت
و 270 نماینده روی صندلی های سبزشان نشستند
و 25 مرد که شلوارهای شان تکرار می شد
در اتاقی که مردان بر آن حکومت می کنند
تصمیم گرفتند تا تصمیم بگیرند
قرار شد هیچ زنی دیگر تنها نباشد
و از فردا زنها به جای این که تنها باشند
دو تا باشند
و سه تا باشند
و چهار تا باشند
و مردان به اندازه ای که وسع شان می رسد
بتوانند زنانی را که وسع شان نمی رسد
از تنهایی در بیاورند

و امروز
قرار است در شناسنامه مردانی که
تنها نیستند و شلوار های شان
هر سال تکرار می شود
فهرستی بنویسند؛ مینا، مریم، پانته آ، صغری
تا دیگر هیچ زنی تنها نباشد

در کوچه باد می آید
و باد می تواند سرنوشت تو را عوض کند.
و باد می تواند قانونی را عوض کند
بادی که در هوا می پیچد
و یا در شکم مردانی که
شلوار های شان تکرار می شود

ما قرار است جلوی مجلس برویم
و قرار است مردانی که چندین شلوار را
در رویاهای شان هر روز تکرار می کنند
و هر روز شلوارهای تازه را
روی شلوار لکه دار پیشین می پوشند
و شلوارهای شان چندین جیب دارد
و جیب های شان پر از پول است
جلوی مجلس بیایند و ما را کتک بزنند
و از تنهایی دربیاورند
ما زنهای تنها را

از فردا
در شناسنامه مردانی که تنها نیستند
نام زنانی که تنها هستند را می نویسند
مردانی که
شلوارهای شان تکرار می شود
نام زنان را روی شلوارهای شان می نویسند
نام ها تکرار می شود، مینا، مریم، پانته آ، صغری
آنان همه نام ها را ثبت می کنند
و دیگر هیچ زنی تنها نیست
و دیگر هیچ فصلی سرد نیست
آنها به زور کانون خانواده را گرم می کنند
و برای گرم کردن ممکن است تو را هم آتش بزنند

ما اعتراض می کنیم
ما از شلوارهایی که تکرار می شوند می ترسیم
و می خواهیم به تکرار شلوارها اعتراض کنیم
ما خواهیم آمد، زنانی تنها
در مقابل مجلسی که
مردانش دنبال شلوارهای تازه می گردند.

نازلی احساس( معصومه مستشار) با کمی خلاصه کردن!

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در یکشنبه هجدهم شهریور 1386 و ساعت 14:47 |

انقلاب مخملي، رنگين كماني!

اين پست را مدتها بود به بچه هاي وبلاگ نسل بيدار قولش را داده بودم. الوعده وفا!‌

 

انقلاب چيست؟ انقلاب حكايت از تحولي عمومي در اركان يك جامعه دارد كه ابتدا بايد در انديشه ملتي صورت پذيرد. به ديگر سخن انقلاب ابتدا در دلهاست و سپس به خارج و در حيطه محيط گسترده مي شود.

 آيا آنچه در بهمن 57 رخ داد انقلاب بود؟ هم آري و هم خير.

چرا آري؟ چون ملت ايران به آن درجه از درك اجتماعي سياسي رسيد كه دريابد نظام سلطنتي جوابگوي دنياي مدرني كه قرار بود در قرن 21 به آن پا بنهد نيست.

 چرا خير؟ چون ملت ايران به دليل بي سوادي رايج باقي مانده از دوران پهلوي درك صحيحي از دموكراسي، زمينه ها، و پيش نيازهاي آن نداشت.

هدف نهايي انقلاب ايجاد تغييرات اساسي در كل ساختار كشور است. يعني در تمام اركان آن همانطور كه در انقلاب سال 57 شاهد بوديم. كل سيستم اداري كشور اعم از قانون گذاري و مجريه و قضائيه دچار تغييرات بنيادين شدند.

انقلاب با همه خوبيهايش يك بدي بزرگ دارد و آن تخريبي است كه انجام مي شود. انقلاب در واقع تخريب است. آنچه پس از اين تخريب انجام مي شود ديگر انقلاب نيست بلكه فاز سازندگي است. اين فاز در صورتي رخ مي دهد كه انقلابيون به بلوغ لازم براي آن رسيده باشند. در غير اين صورت شاهد درگيري هاي داخلي يا جنگ داخلي خواهيم بود كه آنگاه بايد ديد كدام نيرو بر سايرين غلبه كرده و قدرت را بدست مي گيرد.     

يك مثال ساده مي تواند تخريب يك بناي قديمي و فرسوده به منظور ساختن بنايي جديد باشد. اگر علم ساخت و از آن مهم تر سرمايه ساخت را نداشته باشيم پس از تخريب بنا با خرابه اي مواجه خواهيم بود و بس (در تكميل بحث علم بهتر است يا ثروت).

انقلاب مخملي يا رنگي!

اخيرا در ادبيات سياسي واژه اي تحت عنوان انقلاب مخملي وارد شده. اين واژه بيشتر پس از اتفاقاتي كه در اوكراين و ولايات اروپاي شرقي اتفاق افتاد مطرح شد. با نگاهي حتي سطحي مي توان دريافت آنچه در اروپاي شرقي رخ داد حتي كمترين نشانه هايي از انقلاب را ندارد. يعني اين كه گروهي بيايند و بر عليه يك رئيس جمهور تجمع كنند و وي را وادار به بر كناري نمايند بدون اينكه در اركان جامعه هيچ تغييري ايجاد شود به هيچ عنوان با تعريف انقلاب هماهنگي ندارد. مثال را از همان اوكراين مي زنم. كشوري سكولار با ديدگاههاي متمايل به سرمايه داري و بازمانده هاي تفكر سوسياليستي. اين كشور پس از تغييرات اعمال شده آيا به كشوري صددرصد سرمايه دار تبديل شد؟ يا اسلامي شد؟ يا كمونيست شد؟ يا پادشاهي بر سر كار آمد؟ هيچكدام اتفاق نيافتاد. پس چيزي به نام انقلاب مخملي يا رنگي وجود ندارد. آنچه در آن كشورها اتفاق افتاد تنها تغيير يك فرد بود و بس كه اگر دقت شود آنچنان تفاوتي هم در روند مملكتيشان اتفاق نيافتاد. مردم اوكراين همانقدر بدبخت هستند كه بودند و مافياي اوكراين به همان اندازه سابق قدرت دارد.

 

خسته كه نشديد . اگر خسته شديد چند لحظه استراحت كنيد و سپس دنباله قضايا را مطالعه بفرماييد.

 

اصلاح چيست؟

اصلاح به معني رفع ايرادات و بهينه سازي يك پديده يا فرآيند تعريف مي شود. گاهي هم به معني حذف زوائد و ناهماهنگي ها يا تصحيح خطاها. تمام اين موارد معني اصلاح مي دهد. با ارجاع به بحث پروسه تمدن سازي در پست دوم اين وبلاگ درميابيم اصلاح جزء لاينفك يك سيستم پويا است. اگر اصلاح از سيستم پويا حذف شود آن سيستم ديگر پويا نيست و دچار فرسودگي و فساد ميشود.

در بدن انسان هم سيستم هاي اصلاحي وجود دارند و تنها در صورتي اين سيستم ها از كار مي افتند كه فرد جان خود را از دست بدهد. عكس قضيه هم صادق است يعني با توقف اين سيستمهاي اصلاحي بدن كم كم توازن يا همواستازي خود را از دست داده و فرد جان خود را از دست       مي دهد.

در بحث ساختمان گاهي به دلايل متفاوت مثلاً نبود سرمايه كافي، نبود امكانات، كارايي نسبي بنا و غيره بجاي تخريب و بازسازي كامل بنا به اصلاح و نوسازي آن مي پردازند.

در بحث جامعه هم همين مطرح است. يعني چون اصلاحات از ضروريات هر سيستم پويايي است و جامعه هم يك سيستم پويا است پس اصلاحات ضرورت جدايي ناپذير آن است.

 

آيا اصلاحات يعني آنچه محمد خاتمي و طرفدارانش مي گويند و اصلاح طلبان فقط همانها يند؟

خير! كلكم راع و كلكم مسئول عن رعية ! همه ما به نوعي بايد اصلاح طلب باشيم. اصلاً امر به معروف و نهي از منكر خود اصلاح است! اين تعبير مسموم كه بايد به هر چه از گذشته مانده بدون چون و چرا بچسبيم و هيچ تغييري در هيچ موضعي ندهيم نشانه جهل و ناداني است. مگر جمهوري اسلامي خود ابتكار مرحوم آيت الله خميني نبود؟ اگر آيت الله خميني مي خواست اصولگرايي كند سيستم خلافت را بر مي گزيد نه جمهوريت را (در جواب به بحثهاي مطروحه اخير از جناب مصباح كه كم كم جمهوريت را خلاف اسلام مي دانند)

پس نتيجه اينكه :

1) اصلاحات جزء لاينفك يك جامعه است

2) همه ما اصلاح طلب هستيم

3) اصولگرايي به معني عدم تغيير و جمود پذيرفتني نيست

موفق باشيد.

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 18:31 |
 

آقای اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان شد.

طرح از نیک آهنگ کوثر (روز آنلاین)

 

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 و ساعت 12:0 |
سلام بر همه دوستان. امیدوارم نیمه شعبان و تعطیلات آخر هفته به همگی خوش گذشته باشد و آن دسته هم که اهل دل هستند عیدی خودشان را از گل نرگس گرفته باشند.

در رابطه با تولد موعود مطالب متفاوتی خواندم در وبلاگهای عزیزان. مطلبی در جایی دیدم مطمئنم شما عزیزان این مدلیش را ندیده اید. این هم از یک دیدگاه. با آرزوی موفقیت تقدیم می شود.

(با کسب اجازه از سید ابراهیم نبوی)

می دانم می دانم، که کسی می آید
کسی که شبیه هر کسی هم باشد
شبیه اینها نیست

کسی می آید که وقتی نگاهش کنیم
نه احساس کنیم آنقدر نخورده است که دارد پائین می افتد
و نه احساس کنیم آنقدر خورده است که دارد بالا می آورد.

می دانم می دانم، که کسی می آید
کسی که غیر از مسافرت رفتن کارهای دیگری هم بلد است
و زندگی اش سرزده اتفاق نمی افتد
و در حال دویدن در مورد مردم تصمیم نمی گیرد

می دانم می دانم، که کسی می آید
که بلد است نام قطعنامه گلستان را از روی کتاب تاریخ بخواند
و پس از 23 بار تکرار کردن حفظ کند
و در هر مصاحبه ای آبروی ما را نبرد

می دانم می دانم، که کسی می آید
که همه لباس ها به تنش گشاد نیست
و هر جا که برود به رنگ لباس آنجا در نمی آید
و جلوی بیست هزار نفر پایش را نمی خاراند
و دستش را توی دماغش نمی کند
و ته کفشش سوراخ نیست.

می دانم می دانم، که کسی می آید
و وقتی بیاید عمه و خاله و داداش و آبجی و باجناقش را
با مینی بوس نمی آورد
و بر سر ما هوار نمی شود
و ما را با لگد از اتاق خودمان بیرون نمی کند
تا خودش روی صندلی کوچک فقیرانه ما بنشیند

می دانم می دانم، که کسی می آید
که فرق پروژکتور و نور خدا را می فهمد
و وقتی پروژکتورها روشن شدند، احساس نمی کند که در هاله نور است
و اگر هم احساس کند در هاله نور است، این را
جلوی دوربین نمی گوید
و اگر این را جلوی دوربین بگوید
یک هفته بعد نمی گوید: من هرگز چنین چیزی نگفتم

می دانم می دانم، که کسی می آید
که به جای همه ما، برای همه آنها
نامه های سرگشاده می نویسد
و آنقدر پرروست که اگر جوابش را ندادند
بازهم نامه می نویسد
و باز هم نامه می نویسد
و همیشه نامه می نویسد

می دانم می دانم، که کسی آمده است
تا پول نفت را قسمت کند
و برای هر کسی که برایش نامه بنویسد سهمی بدهد
و پپسی را قسمت کند و به جایش شربت آبلیمو بدهد
و چای را قسمت کند و به هر کس به اندازه سهم اش خرما بدهد
و چماق ها را قسمت کند و به هر کس خوشگل تر باشد
و موهایش را شانه زده باشد
یک چماق اضافی بزند...

می دانم می دانم، که کسی آمده است
تا به هر کس یک چاه نفت بدهد
و از هرکس یک پمپ بنزین بگیرد
او آمده است تا در یک سال با صد نفر رئیس جمهور ملاقات کند
و به جای همه ماها خودش را نشان بدهد
او آمده است تا میکروفون ها را قسمت کند
و سهم ما را هم برای خودش بردارد
او به جای همه ما ها حرف می زند
و ما به جای همه آنها خجالت می کشیم.

نازلی احساس( معصومه مستشار)

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در یکشنبه یازدهم شهریور 1386 و ساعت 17:24 |

 

رئيس‌جمهور درباره پرونده هسته‌اي ‌ايران گفت:من به صورت رسمي اعلا‌م مي‌كنم كه از نظر ما موضوع پرونده‌هسته‌اي ايران خاتمه يافته است و كساني كه تصور مي‌كنند با برخوردهاي سياسي و تبعيض‌آميز و سوءاستفاده از حضور خود در مراكز تصميم‌گيري جهاني و اخم كردن مي‌توانند ملت ايران را به عقب وادار كنند، امروز متوجه شده‌اند مسيري كه طي كرده‌اند اشتباه بوده است(( اعتماد ملی))

به سبک گفت و شنود روزنامه کیهان:

گفت: رفته بودم خواستگاری

گفتم: خوب چطور شد

گفت: ۹۰ درصد حله.

گفتم: یعنی چی؟

گفت: یعنی از نظر من که کاملاْ حله. مونده ۱۰ درصد نظر خانواده عروس که اونم مهم نیست!

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در شنبه دهم شهریور 1386 و ساعت 10:53 |

چرا به تكنولوژي برتر دست نيافته ايم؟

 

 

بحث بر سر اين موضوع قدري با بحث قبلي متفاوت بوده و پيچيده تر مي نمايد. دليل آن هم اين است كه در بحث سرمايه ما با توليد ثروت مواجه ايم و چه كسي از ثروتمند شدن بدش مي آيد؟ اما در بحث فن آوري مساله اين است كه اولاً‌ كسب علم مستلزم صرف هزينه است. دوماً ممكن است صاحبان ثروت در كسب ثروت آن هم بدليل امتيازاتي كه به آنها مي دهيم با ما شريك شوند اما در علم خود هرگز ما را سهيم نخواهند كرد. يا اگر هم به ما سهمي بدهند با قيمتي بسيار گزاف. شاهد اين ماجرا قيمت بسيار گران كتب مرجع است و هزينه بالاي تحصيل در كشورهاي مدرن. يعني آنها به هيچ عنوان علمي را كه به زحمت و مشقت كسب كرده اند در اختيار ما نخواهند گذاشت مگر به قيمت بسيار گران. تازه آنچه به ما مي فروشند بسيار عقب تر از آنچيزي است كه به اصطلاح بحث روزشان است.

حال در اين قحط الرجال دانشمند و صاحب علم اهميت اساتيد و دانش پژوهان داخلي بر همه روشن مي گردد.براي تحصيل فردي به مدت 12 سال در دوران قبل از دانشگاه و به مدت حد اقل 4 سال در دوره دانشگاه هزينه صرف مي كنيم. آنگاه اين فرد به راحتي جذب كشور ديگري مي شود. اين ميان هزينه اي است كه از كيسه ملت ما رفته است. يا استادي با سابقه فراوان در تدريس ناگهان سر از غرب در مي آورد. بدون تعارف مي گويم همه شما علت اين امر را مي دانيد و اين نه فقط مشكلات معيشتي است كه خيلي مسائل ديگر هم هست. عدم امكان انجام كارهاي تحقيقاتي، فقدان احترام لازم و در شأن اين عزيزان، ضايع شدن حق افراد توسط آقازاده ها، وجود سيستم هاي تفتيش عقايد، عدم وجود امكان ابراز آزاد عقيده و هزاران دليل ديگر كه در اين مقال نمي گنجد همه و همه باعث بروز پديده اي به نام فرار مغزها شده است. اصلاً سوال اين است چرا اين فردي كه تا ديروز در كشور خود هيچ كسي نبود تا از مرز رد مي شود به ((مغز)) تبديل مي شود. پس چرا در وطن خودش كسي برايش ارزشي قائل نمي شد؟      

در صورتي كه اگر بر اساس تئوري بازگشت به خويشتن سعي كنيم رضايت ملت را كسب كنيم، امكان ابراز آزاد نظرات را فراهم كنيم، سيستم شايسته سالاري را به جاي سيستم چاپلوس سالاري يا قوم و خويش سالاري در كشور نهادينه كنيم، نمي گويم آنها كه رفته اند باز مي گردند ( كه شايد نان فرنگستان به مزاجشان چنان ساخته كه ديگر نان لواش را نمي پسندند) اما لا اقل اينها كه داريم برايمان باقي مي مانند و اميدي دارند به فعاليت و مي دانند با سيستمي پاسخگو طرف هستند و نمي گويند اين نظام هر چه قدرتمند تر شود كمتر در برابر مردم پاسخگوست پس من هم براي آن كاري نمي كنم تا بر قدرتش نيافزايم!!! ‌آنچه ما در زمينه هسته اي امروز نياز داريم حمايت روسيه يا شبكه عبدالغدير خان نيست. همت دانشمندان داخلي خودمان است. انرژي هسته اي مساله اي استراتژيك است كه هيچ كشوري در آن به كشور ديگري كمك نمي كند و اگر در كشوري پيشرفتي در اين زمينه حاصل شده به واسطه دانشمندان بومي آنها بوده است. اما اينكه چرا دانشمندان اتمي خودمان هنوز به آن درجه از توفيق كه بايد نايل نيامده اند را بايد در سياستهاي كشور جستجو كرد.‍[آنچه دكتر احمدي نژاد به عنوان خبر خوش هسته اي لافش را زدند راه اندازي سانتريفيوژهاي اوراق عبدالغدير خان بود نه چيز ديگر. هنوز در زمينه هسته اي به جايي نرسيده ايم واقع بين باشيد!]

 

 

نتيجه بحث در اين دوهفته اينكه علم بهتر است (( با )) ثروت. يعني اين دو لازم و ملزوم همديگرند و براي رسيدن به هدف كه همانا رفاه و آسايش مردم است كسب اين دو از اهميت ويژه اي برخوردار است.
+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 و ساعت 21:59 |
سلام بر همگی

عکسهای زیر رو دوستی برای ما با ایمیل فرستاد. حقیر هیچ نظری نمی دهد. قضاوت با خود شما:

ارتش و نیروهای نظامی معروف به نظم و هماهنگی هستند!

سربازان ارتش سرخ چین در حال تمرین نظامی

 

پرسنل نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا

 

جمعی از روحانیون همیشه در صحنه

 پی نوشت:

بینندگان احتمالی این قیاس من باب مزاح است ولا غیر. وگرنه بر همه واضح است نه آن دخترکان نماینده ارتش امریکا هستند و نه این برادران نماینده نیروهای مسلح ایران. لطفاْ این را به عنوان طنزی در بین مطالب خشک و جدی بپذیرید. سعی شود به پست قبلی دقت بیشتری مبذول گردد و نظرات بیشتر در رابطه با آن باشد. در پست بعد بحث عدم توفیق در کسب تکنولوژی برتر را بررسی می کنم.

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در یکشنبه چهارم شهریور 1386 و ساعت 18:26 |