تبليغاتX
هویت ما

حكومت ديني يا دين حكومتي!

 

 مدتی بود از آن بحث هویتی خودمان دور شده بودیم. دوستانی که به تازگی به جمع بیننده- های این وبلاگ پیوسته اند و در جریان بحث نیستند پستهای آغازین این وبلاگ را مطالعه بفرمایند. این بحث ادامه بحث تئوری تمدن سازی بازگشت به خویشتن از دیدگاه حقیر است. همانطور که ملاحظه خواهید کرد در این بحث هم بیشترین تاکید بر نقد پذیری به عنوان مهمترین بخش فرآیند تمدن سازی قرار گرفته است.

1) نظريه جمهوري اسلامي به عنوان يك نوع آوري بديع در سياست اسلامي از ديگر افتخارات ما ايرانيان است كه به نام مرحوم آيت الله خميني مشهور است و هم ايشان توانست براي اولين بار آنرا در كشوري به اجرا در آورد. اين نظريه براي اولين بار تلاش نمود جمهوريت و اسلاميت را با هم پيوند بزند.

 

2) مسلما اين نظريه هم مانند تمام نظرات انساني ديگر نيازمند بررسي و بازبيني و نقد فراوان است تا به ثمر برسد. يعني آنچه بنيانگذار جمهوري اسلامي به عناون نهالي در بين ما گذارد بايد پيراسته و آراسته شود تا راه شكوفايي خود را بپيمايد. نا گفته مشخص است در صورتي كه اين نظريه بتواند مردم ايران را به اهداف تعريف شده و تعيين شده برساند مي تواند به عنوان يك ديدگاه قابل عرضه در برابر تز غالب اومانيسم و سكولاريسم در دنياي امروز حرفي براي گفتن داشته باشد و اگر نه بايد گفت مانند كومونيسم و ماركسيسم محكوم به شكست است. 

 

3) نظريه جمهوري اسلامي تنها نظريه مطرح در سياست اسلامي نيست و براي مثال مي توان  تئوري خلافت اسلامي مطرح شده تفكر متفكران اهل سنت و تفكر جامعه بزرگ اسلامي القاعده را در نظر داشت.

 

4) جمهوري اسلامي بخصوص در سالهاي پس از فوت آيت الله خميني به سمت آفتي سوق داده شده كه پايه هاي آن در همان تفكر خلافت اسلامي و حكومت اسلامي است و اصولا در جمهوري اسلامي نبايد ظهور كند!

 

5) آفت مذكور همان پيدايش دين حكومتي بجاي حكومت ديني است. يعني حكومت اقدام به تعبير و تفسير به راي از دين كرده، آنچه متناسب با اهداف حكومتي خود مي بيند به عنوان دين به مردم ديكته مي كند. از آنجايي كه اين احكام منسوب به خدا و خالق تعبير مي شوند لذا نقد پذير نبوده و هيچگونه اعتراضي را بر نمي تابند. هر گونه اعتراض عملا در حكم ارتداد و محاربه با خالق تفسير شده و با منتقدين برخورد شديدي صورت مي گيرد. از طرف ديگر حكومت با استفاده از اين روش به توجيه عملكردهاي نا صواب خود مي پردازد و آنها را با استفاده از آنچه دين معرفي مي كند توجيه مي كند.   

 

6) آفت مذكور در حكومتهاي با محوريت انسان و بر اساس دموكراسي ( نه ديكتاتوري بر محوريت فردي) احتمال ظهور كمتري دارد. دليل اين امر پذيرش ضريب خطا براي انسان توسط اين سيستمهاست. اين سيستمها مدام در حال نقد خويش هستند و هر نظر مخالفي تهديد تلقي نمي شود.بلكه به دقت بررسي مي شود و در نهايت در عرصه اجتماع به عموم اعلام مي شود كه در صورت اجماع و پذيرش جامعه به صورت قانون تصويب مي گردد.      

 

7) تضعيف جنبه هاي دموكراتيك سيستم و ميل به سمت جنبه هاي خود خوانده و تئوريزه كردن اقدامات فرا دموكراتيك به نام دين با اين استدلال كه حكومت يك حكومت ديني است از علائم بروز آفت دين حكومتي است.

 

8) تاكيد بر جنبه هاي دموكراتيك، افزايش ظرفيت نقد پذيري، فراهم آوردن امكان نقد، تقدس (به معناي نقد ناپذيري) نبخشيدن به افراد و اشخاص از هر طبقه و هر قشر، آزادي بيان و آزادي بي قيد و شرط انديشه و مطبوعات و ايجاد و تقويت نهادهاي مدني و سازمانهاي غير دولتي همگي مي تواند راهكارهايي براي حفظ جمهوريت سيستم و مبارزه با آفت دين حكومتي تلقي شود.

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 و ساعت 12:51 |

 

امروز در روزنامه TIMES OF INDIA  مطلبي خواندم که به نظرم جالب آمد. گفتم شما دوستان عزيز هم در جريان آن قرار گيريد با عنوان دين سنت نيست! اميدوارم از اين مطلب استفاده كنيد.

 

راهبي جوان براي اولين بار در كليسايي در يكي از روستاها مشغول موعظه بود. هنگام مراسم دعا كه رسيد گروهي از مردم كه به كليسا آمده بودند از جاي خود برخاستند و گروهي ديگر همچنان بر جاي خود نشسته بودند. آن دسته كه از جاي خود برخاسته بودند به آن دسته كه نشسته بودند پرخاش كردند كه مگر نمي بينيد موقع دعا شده! پس از جاي خود بلند شويد. گروه ديگر اما به ايستاده ها پرخاش مي كردند كه اين چه بي احترامي است كه به مراسم مي كنيد و نظم آن را با ايستادن برهم مي زنيد!‌ راهب جوان كه از رسم و رسوم اين مردم اطلاعي نداشت پيشنهاد كرد كه پيش راهب پيري روند كه قبل از او واعظ اين كليسا بود و راه حل را از وي بپرسند. پس دسته جمعي راهي خانه وي شدند. گروهي كه در هنگام دعا مي ايستادند از راهب پير پرسيدند: مگر سنت ما اين است كه در هنگام دعا بنشينيم؟ راهب پير جواب داد خير سنت ما اين نيست. گروهي كه نشسته بودند پرسيدند: مگر سنت ما اين است كه در هنگام دعا از جاي خود بلند شويم؟ راهب پير جواب داد: خير سنت ما اين نيست كه از جاي خود بلند شويم. راهب جوان كه متعجب شده بود از وي پرسيد: ولي اينها امروز بر سر اين موضوع با هم نزاع كردند! راهب پير جواب داد: دقيقا! سنت ما اين است كه بر سر اين موضوع با هم نزاع كنيم!

 

پی نوشت:

از آنجا که دوستان مرتبا مرتکب ((سوتی )) شده و کامنتهای خصوصی را عمومی به نمایش گذاشته اند از این به بعد برای کامنتها تاییدیه می گذارم.دوستان مطمئن باشند در انتشار باقی کامنتها امانت و آزادی بیان رعایت خواهد شد. 

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در پنجشنبه دهم آبان 1386 و ساعت 19:24 |

شعر زیر را جالب دیدم از سایت آقای نبوی در زیر آمده. مطلبی هم از سایت روز آنلاین نوشته شده توسط مسعود بهنود که از اینجا می توانید دانلود کنید. از آنجا که هر دو سایت مذکور در ایران مهرورزی شده اند گه گاه اگر مطلب جالبی ببینم دراینجا درج میکنم برای آن دسته از دوستان که اینترنت مهرورزی نشده در اختیار ندارند.

 

پوتینت را در بیاور!

صد سال است با پوتین ات روی سرنوشت من راه می روی
بیراه می روی!
گمراه می روی!

پوتین ات را دربیار، در سرزمین مقدس من
حتی اگر متولی مسجد
که باید به تو هشدار داده باشد
« در این مکان با پوتین راه نروید»
چیزی به تو نگفته باشد

پوتین ات را دربیاور!
ما چکمه ها خورده ایم
و زیر پوتین ها لگد شده ایم
پدر بزرگ های ما دست های شان زیر پوتین پدربزرگ های تان
مادران مان پای شان زیر پای پدران تان
و پاهای برهنه ما زیر پوتین سنگین شما

می گوید کفش آدیداس غربی است
می گوید کفش روباز زنانه فاسد است
می گوید کفش پاشنه بلند زنانه انحراف اخلاقی دارد
می گوید کفش قرمز کثیف است
می گوید پای بی جوراب زنان حرام است
می گوید گیوه کثیف پاک و تمیز است
می گوید پابرهنه ها! آه! پابرهنه ها!
پای برهنه ما و پوتین زمخت شما

صد سال است با پوتین روی سرنوشت من راه می روی
بیراه می روی!
گمراه می روی!

می گویم دریای خزر حوض خانه ماست
آن که داستان « این سه زن» را نوشته بود گفته است
هر سه مرد گفتند: دریای خزر حوض خانه ماست
ما در این حوض، غروب را...
با چشم های مان قطره قطره نوشیدیم
و زیر نگاه های هیز سگ های نگهبان
برای شنا سراپا لباس پوشیدیم
و از ترکمن صحرا تا آستارا
چشم انداز خزر را دیدیم

پوتین ات را دربیاور!
وقتی به حوض خانه ما پا می گذاری

ما دو برادر بودیم، تو برادر بزرگتر،
و سهم من همیشه کوچکتر بود
و تو هر روز برادری تازه می زایی
هر روز یکی از در تو می آید
اول برادری اش را با تو اثبات می کند،
بعد سهم اش را از من می گیرد
و هر روز سهم من کوچک تر می شود
هر روز مرا کوچک تر می کنی
مرا که پابرهنه ام
و تو! با پوتینی بر پایت!

امروز برادر احمق من منفجر شد
تا شیاد ترین رفیق تو پیروز شود
پوتین ات را از روی پایم بردار

می خواهی که بترسم از چکمه ها تا زیر پوتین تو له شوم
من از چکمه ها می ترسم
و او می ترسد از پابرهنه ها و پوتین تو را می خواهد
برای آن که پاهای برهنه را با پوتین تو له کند

با چکمه های آمریکایی
با پوتین های روسی
با پاهای برهنه ایرانی

نازلی احساس( معصومه مستشار)

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در جمعه چهارم آبان 1386 و ساعت 22:31 |

در بحث گذشته از دستم در رفت و يك جمله نوشتم كه در پست بعدي نظرم در باره مساله ايران و اسرائيل را بيان مي كنم. براي يكي از بيننده ها سوء تفاهمي پيش آمد. خلاصه برادران و خواهران و آقايان و خانمهاي عزيز بيننده احتمالي دقت كنند كه اين افاضات نه به اين دليل است كه ما عقلمان بيشتر مي رسد يا بقيه به عقلشان نرسيده و غيره، بلكه صرفا جهت شفاف سازي موضع در رابطه با اسرائيل است. خصوصا كه حقير شديدا معتقدم مساله اصلي ايران و آمريكا مساله اسرائيل است. درست است كه كشور اسرائيل از مادري به نام انگلستان زاده شد اما اكنون از پستان دايه اي به نام آمريكا شير مي خورد. از طرفي سياست گذاران اصلي در ايالات متحده كه همان صاحبان سرمايه هاي كلان هستند اكثرا ( شايد بتوان گفت همگي) صهيونيست هستند.

 

دقت كنيد بين صهيونيست و يهودي تفاوت وجود دارد. اين كه تفاوتشان چيست و غيره بر عهده خود شما.  

 

حقير شخصا دولت تل آويو را به دليل نقض واضح حقوق بشر محكوم مي كنم و اين دولت را تا زمان به رسميت نشناختن حق حاكميت فلسطينيان ( عرب و غير عرب ) بر سرزمينشان به رسميت نمي شناسم. حال ببينيم براي مساله فلسطين چه راه حلهايي وجود دارد. باز هم مي گويم اين فقط يك اظهار نظر است وگرنه بقيه عقلشان از ما بيشتر مي رسد. قصد نشان دادن راهكار به كسي نداريم.

 

1) طريقه جاري جمهوري اسلامي:

البته بسيار ايده آل بود اگر به قول دوست عزيز محمود ولي بيگلو در نظري كه در پست قبل مرقوم فرمودند ما هم مثل صلاح الدين ايوبي لشگري مي ساختيم و دمار از روزگارشان در مي آورديم. اما همانطور كه ايشان هم به زيبايي فرمودند در حال حاضر امكان اين عمل وجود ندارد. بحث در توانايي رويارويي ما با اسرائيل نيست هر چند خود اسرائيل به سلاحهاي خطرناكي مجهز است. بحث بر سر عواقب آن و مخصوصا يكپارچگي قدرتها بر عليه ماست كه در نهايت بازنده ما هستيم. روي كشورهاي مسلمان هم اصلا نمي شود حساب كرد.

 

2) طريقه جاري ايلات متحده ( صلح خاور ميانه) :

آمريكايي ها بيشتر بر اين تاكيد دارند كه فلسطينيان برتري و رياست يهوديان را بپذيرند و به اصطلاح تسليم شده و دست از ادعا بر مسجد الاقصي بر دارند. پس از سالها مبارزه ( من هم تاكيد مي كنم اين با مبارزه به دست آمده نه با مذاكره) اجازه داده اند به صورت محدود در بخشي از مناطق اشغالي دولتي تحت عنوان خوگردان داشته باشند ( به نحوي سركاري). مسلما اين راه حل موقتي و غير عملي است. همين الان هم در اداره و مخصوصا بحث فعاليت اقتصادي دولت خودگردان دچار مشكل است. يك كشور فقط در صورت استقلال كامل مي تواند براي خود برنامه ريزي كرده و به فعاليت بپردازد. از طرفي در داخل هم بين طرفين مشكلات و درگيري ها بسيار است.

 

در صورتي كه دولت اسرائيل حداقل بخشي از اراضي اشغالي را به فلسطيني ها واگذار مي كرد تا كشور مستقلي با نام فلسطين در آن تشكيل دهند باز جاي اميدواري بود. اما در حال حاضر حاكميت با اسرائيلي هاست.

 

3) همه پرسي :

راه سوم كه اخيرا دكتر احمدي نژاد هم از آن نام برده برگزاري يك همه پرسي و حل و فصل مشكلات از طريق همه پرسي و انتخابات آزاد است ( حالا دوستان نگويند اين برادر اگر لالايي بلد است چرا خودش خوابش نمي برد)‌. البته ديدگاه من شايد با ديدگاه آقاي احمدي نژاد تفاوت داشته باشد اما نامش همين است. در اين بحث پيشنهاد بر ايجاد يك دولت در سرزمين فلسطين با مشاركت مسلمانان و يهوديان (‌عرب و غير عرب) بدون دادن برتري بر هيچ قوم و مليتي است. در اين بحث حق حيات به هر دو طرف  مسلمان و يهودي داده شده طرفين مختارند نام كشور را از طريق همه پرسي انتخاب كنند. قوانين هم به همين صورت. مي توان مجلسي تشكيل داد و هر طرف به تعداد مساوي در آن نماينده داشته باشد. البته اين يك طرح خام است اما جاي بحث و بررسي زياد دارد.

 

وظيفه ما:

ما به عنوان يك طرف خارجي نبايد از راهكار اول (يعني حذف فيزيكي اسرائيل) حمايت كنيم. اين اعلان جنگ است. البته عرض شد اگر توان و قدرت داريد بسم الله. اما از آنجا كه چنين تواني نيست پس نبايد الكي براي خود تهديد ايجاد كرد تا اسرائيلي ها هم از هر فرصتي براي گرفتن ماهي از آبي كه خودمان گل آلود مي كنيم استفاده كنند. راهكار دوم هم دقيقا همان تله اي است كه آمريكايي ها و دوستان صهيونيستشان مي خواهند ما درون آن بيافتيم. اما با طرح راهكار سوم مي توان اتهام جنگ طلبي و ناآرام كردن منطقه و يهود ستيزي را از خود زدود. به عبارتي از يك طرف با حمايت از گروههاي فلسطيني به فشار از پايين و از طرف ديگر با مطرح كردن بحث صلح به شرط همه پرسي و دخالت فلسطينيان در امور اجرايي و ايجاد دولت مشاركتي بين فلسطينيان و يهوديان و نه دو دولت جدا و تا ابد دشمن به چانه زني از بالا پرداخت.

 

در پايان فقط اين نكته را اشاره كنم هدف در طرح بالا يك هدف ايدئولوژيك نيست. براي حقير مساله مهم پايان يافتن مناقشه اي است كه هر روز در آن عده اي انسان ( خواه مسلمان خواه يهودي) كشته مي شوند و از طرف ديگر دودش مدام در چشم ملت عزيز ايران است. 
+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در چهارشنبه دوم آبان 1386 و ساعت 17:17 |