سوء تفاهم بدلیل عدم رابطه- سوء تفاهم به دلیل عدم شناخت
دیروز مطلبی در وبلاگ قبسی از طور خواندم که یاد آور خاطره آن کتاب کذایی سلمان رشدی برای من شد. البته حقیر تابه امروز نتوانستم آن کتاب را بدست بیاورم و از مضمون آن هم هیچ اطلاعی ندارم جز اینکه می گویند در آن کتاب به پیامبر اسلام توهین شده است.اینبار اما بحث همان موضوع قدیمی کاریکاتورهای روزنامه های دانمارکی است که نویسنده با گریزی بر خاطره کتاب سلمان رشدی ( یا اخیرا شوالیه سلمان رشدی!!!!) لیبرالیزم را مسئول این اتفاق در آن گوشه دنیا می داند.
قبل از هر چیز باید گفت توهین به هر عقیده و مسلکی عملی ناپسند و غیر انسانی است. اما چطور می شود که به کرار روزنامه های آن بلاد اکثراً و سایر بلاد اقلاَ ً با مسلمانان به خصوص پیامبر آنان سر دشمنی گذاشته اند این خود جای بررسی بسیار دارد.
موضوع را می شود از دو جنبه بررسی کرد:
الف) آیا اصولا طراحی کاریکاتور از پیامبران توهین آمیز است؟
ب) آیا موضوع کاریکاتورها اهانت آمیز بوده است؟
در رابطه با سوال اول در اعتقاد مسلمانان تصویر سازی از پیامبر اسلام مجاز نمی باشد. اهل تشیع آن را به 14 معصوم ابتدا گستراند و در زمان جمهوری اسلامی آخوند ها هم جزء افرادی شدند که کشیدن تصویر و کاریکاتور از آنها جرم به حساب می آید. علت این برای حقیر مشخص نیست و در این رابطه نمی توانم بحثی مطرح کنم. دوستان مطلع به ما هم علت عقلی این را توضیح دهند. اینکه آیا کاریکاتور ممنوع است یا هر تصویر سازی ممنوع است؟
در مسیحیت گویا این مشکل وجود ندارد و در تابلوهای نقاشان بزرگ خصوصا تصاویری از عیسی مسیح و مادر ایشان یا سایر پیامبران بنی اسرائیل را می توان دید. معروفترین آنها هم تابلوی شام آخر اثر لئوناردو داوینچی است. تفاوت فرهنگی و دیدگاه می تواند اولین دلیل عدم درک مسلمانان توسط آنها و رخ دادن حوادثی اینچنینی باشد.
دوم بحث موضوع کاریکاتور است. ببینید اصولا کاریکاتور وسیله ای برای ابراز اعتراض نسبت به رفتاری است یا انتقاد با زبان تصویر که در آن یک جنبه یا جنبه های خاصی از موضوعی یا فردی برجسته تر و بارز تر تصویر می گردد تا بیننده و گه گاه همان فرد یا گروه با دیدن آن تصویر به مشکل مربوطه پی ببرد و در جهت اصلاح آن اقدام کند.
داستان این کاریکاتور ها برمی گردد به انتشار کاریکاتوری در یک نشریه دانمارکی که به زعم برخی گروههای تندرو توهین به مسلمانان بود. ( حالا موضوع این کاریکاتور و کلا سایر آنها که به صورت سریالی اتفاق افتاد چیست عرض می کنم) پیرو این اتفاق طراح این کاریکاتور از طرف گروههای تندرو تهدید به مرگ شد. این موضوع باعث شد جامعه روزنامه نگاران دانمارکی به این قضیه اعتراض کنند که چرا نباید آزادی ابراز عقیده در برابر آنچه به نظر آنها غلط است را داشته باشند و چرا پس از نقد مسلمانان و عملکرد آنها باید تا آخر عمر در ترس مرگ و جوخه های ترور گروههای تند رو به سر برند؟ پس این جامعه آزاد که قرار است آنها را حمایت کند و اجازه بیان آزاد عقاید به آنها بدهد کجاست؟ به همین دلیل در یک اقدام هماهنگ گروهی از کارتونیست های دانمارکی در حمایت از هم صنف خود به چاپ کارکاتورهایی دیگر در این زمینه پرداختند.
حالا جمهوری اسلامی طوری تبلیغ می کند هر کس نداند فکر می کند برای پیامبر اسلام نعوذ بالله شاخ گذاشته اند یا دم کشیده اند. نه آقا جان شلوغش نکنید. موضوع کاریکاتورها اولا نقدی به تفکر اهل سنت و برداشت آنها از جهاد بوده و دوم اقدامات برادران القاعده ای که می خواهند سر به تن شیعه جماعت نباشد! انفجار، انجام عملیان انتحاری، هیجان برای کشته شدن چون قرار است بعد از شهادت در آن دنیا به هر کدام 70 زن باکره بدهند!!!( این یک قلم را من نمی دانم این اهل سنت از کجایشان در آوردند- تحقیق کردم دیدم صحت دارد واقعا چنین اعتقادی دارند) اینها موضوعات این کاریکاتورها بود.
اما این کاریکاتورها چه می گویند؟ به نظر من پیام این کارکاتورها بسیار واضح و روشن است. آنها به وضوح می گویند این شیوه گفتمان را که بنیادگرایان اسلامی برگزیده اند نمی پسندند و آنرا مخل نظم جامعه خودشان می دانند. آنها نمی دانند چرا مسلمانان بجای حل مشکل خود در کشور خود به کشور آنها می آیند از امکانات آنها استفاده می کنند برای خود زندگی مرفهی فراهم می کنند و بعد برای از هم پاشیدن همان اجتماع اقدام می کنند! آنها معتقدند مسلمانها باید بجای اینکه مشکل را در جوامع آنها ببینند مثل ایرانی ها برای خودشان حکومت اسلامی فراهم کنند و از اجرای قوانین آزادی بخش دینشان لذت ببرند! آنقدر دست و پای همدیگر را قطع کنند که یک آدم سالم هم بینشان نباشد. آنقدر همدیگر را گردن بزنند تا حمام خون در خیابانهایشان راه بیافتد. اما دست از سر جامعه فاسد آنها بردارند. بگذارند در همین جهل و فساد خودشان بمانند چرا که آنها علاقه ای به بهشت آسمانی مسلمانها ندارند که مسلمانها بخواهند با زور انفجار و ترور آنها را به آن راهنمایی کنند. پیام این کاریکاتورها همین است.
دوستان با خود فکر کرده اید چگونه کاریکاتوری که در یک مجله محلی دانمارکی که تیراژش به زور به 10 هزار می رسد سر از اسلام آبادی در می آورد که آن پاکستانی ساده دل در آن دارد چاپاتیش را گاز می زند؟ می دانید چند دانشجوی مسلمان هندی در همین دانمارک در حال استفاده از امکاناتی چون حق تحصیل رایگان و خدمات درمانی رایگان هستند در حالی که در بیمارستانهای دولتی هندی بیمارها از عفونت می میرند و تحصیل رایگان اصلا وجود ندارد؟
دوست عزیز در جملات انتهایی با زبان طنز گفته بودند که در غرب آنچیزی آزاد است که آنها می خواهند نه آنچیزی که مسلمانها می خواهند.
اولا اینطور نیست. در انگلستان تیراژ بالایی از کتب اسلامی را شاهد هستیم و مراکز تحقیقات اسلامی انگلستان از بزرگترین مراکز علمی مسلمانان شده است. هر مسلمانی حق دارد در دانمارک یا آلمان یا نروژ حجاب اسلامی داشته باشد، روزنامه داشته باشد، سخنرانی کند، نماز بخواند و ... . آنچه هم در بعضی کشورها ممنوع است نقاب است نه حجاب!!! آن هم در مراکز علمی و تحصیلی. ببینم کدام یک از شما بانوان محجبه ایرانی با نقاب سر جلسه کنکور حاضر شدید؟ آیا اینکه سر کنکور چهره داوطلب باید مشخص باشد یعنی جمهوری اسلامی کشف حجاب کرده؟ و هستند در بین اهل سنت مسلمانانی که نامحرم صورتشان را تا بحال ندیده! فکر کنم اینها هرگز در ایران کنکور ندهند! اگر هم بحث ترکیه را مطرح می کنید آن کشور یک کشور غیر دموکراتیک است. همین است که اتحادیه اروپا درخواست الحاق آنرا به اتحادیه نمی پذیرد.
همواره امکان تقابل به مثل در کشورهایی مثل دانمارک وجود دارد. شما هم مبانی اعتقادی آنها را زیر سوال ببرید. نه اینکه اینگونه رفتار کنید. آنچه روزنامه نگاران دانمارکی با اقدامشان می گویند این است. پس بجای حرص و جوش خوردن بی جا ببینیم چه جیزی باعث شده از اسلام این چهره را به آنها نشان دهیم که در قالب کاریکاتور به ما پس بدهند. دوم اینکه ببینیم اختلافات فرهنگی ما با آنها چیست؟ مسلما غرب یکشبه به این شکل در نیامده و تمام رفتارها و مناسبات آنها ( مانند شرق) دارای زیربناهای تاریخی و فرهنگی است. جالب اینجاست که مسلمانهایی که در این کشورها مشکل دارند مسلمانهای مهاجرند. بقول فیلم مارمولک اصلا مسلمین بی جا می کنند به سرزمین کفر می روند . از قدیم گفته اند برای ما حکایت خربزه و پای لرز آن را! پس حال که از امکانات جامعه آنها استفاده می کنید به مبانی فکری آنها به عنوان صاحب آن خانه احترام بگذارید. یا اینکه عطای آن را به لقایش ببخشید و مثل ایران برای خودتان حکومت باب میلتان را برپا کنید.
خطاب سخن من در این مقال آن دسته از دوستان است که از اوضاع خارج از ایران اطلاعی ندارند و اخبارشان به صدا و سیمای محترم خلاصه می شود و کیهان را نعوذ بالله ورژن جدید قرآن می دانند. چشمانتان را باز کنید. رفتار انسان با چرایش معنا پیدا میکند. هر عملی دلیلی دارد در دنیای غرب. مثل بلاد ما نیست کتره ای و دیمی! اما اخبار کیهان چه می گوید؟ (( در دانمارک به پیامبر اعظم توهین شد! ) دیگر نمی گوید چه گفته شد؟ چه توهینی شد؟ چرا توهین شد؟ از طرف که توهین شد؟ باز هم می گویم این کار خوبی نبود. اما راه حلش هم این نیست که ما می کنیم. اگر بیشتر با غرب در تماس می بودیم و اگر میشد آنچه که محمد خاتمی با عنوان گفتگوی تمدنها از آن یاد کرد شاید به درک بهتری از همدیگر می رسیدیم.

