تبليغاتX
هویت ما

آسیب شناسی رسوایی دانشگاه زنجان

 

واکنشها به اتفاقات اخیر دانشگاه زنجان چه از سوی طرفداران دولت و چه از سوی منتقدین اکثرا احساسی و بدور از بررسی ریشه ای مشکل بوده است. بحث بر سر این نیست که آیا این ماجرا صحنه سازی بوده یا خیر. بحث بر سر این است که چرا برای اثبات جرم نیاز به چنین بلواهایی است و چرا باید حتما فیلمی تهیه شود و بر روی اینترنت برود و طشتی از آسمان بیافتد تا بلکه مسولین به فکر بیافتند یا از خود واکنشی نشان دهند.

 

اول از همه باید علت را در ضعف دستگاههای قضایی جست. بر فرض اینکه این ماجرا صحت داشته و مسئول مربوطه واقعا دختری را تحت فشار قرار داده است. چه راههای برای آن دختر وجود دارد و چگونه می تواند به اثبات جرم فرد خاطی بپردازد؟ آیا مراجعه به نیروی انتظامی و درخواست کمک از آنها مشکل این دختر را رفع میکند؟ آیا اگر دختری در جامعه مورد تعرض قرار بگیرد می تواند با حفظ آبرو مشکل خود را از کانال قضایی حل کند یا اینکه یا باید قید آبرو را بزند یا قید مجازات فرد خاطی را؟

 

مورد بعدی بحث باب شدن آبرو ریزی و اصولا گرفتن آتو و نشر آن در نشریات غیر دولتی از قبیل وبلاگها و وب سایتهای غیر رسمی است. هر انسان بی طرف و بی غرضی با دقت در فیلم 7 دقیقه ای در یو تیوب در میابد که این فیلم به تنهایی در هیچ محکمه ای برای اثبات جرم کافی نیست. البته به ادعای دانشجویان این بخشی از کل فیلم است و فقط برای آگاهی اذهان عمومی به همین میزان بسنده کرده اند و اصل مدارک را به همراه صدای ضبط شده آقای مددی که توسط دستگاه ضبط صوتی که خانم ... در جیب مانتواش داشته به مراجع ذی ربط تحویل داده اند (صحت این ادعا با دانشجویا ن مدعی است).

حال سوال اینجاست این شیوه کشف جرم از کی باب شده؟ برای دوستانی که خاطره ضعیفی دارند یاد آوری برنامه های چراغ و هویت و خواندن روزنامه کیهان را توصیه می کنم. آیا دوستان اصولگرا و حتی اصولگرا تر از اصولگرا ( آقایان شریعتمداری، سلیمی نمین و ...  ) و ائمه جمعه تهران و شهرستانها در ترور شخصیت دگراندیشان و افرادی که صرفا عقاید آنها را قبول ندارند از هیچ فرصتی گذشتند؟ آیا آن موقع که دوستان گزارشهای ویژه من درآوردی کیهان را در مورد فلان اندیشمند دگر اندیش با لذت مطالعه می کنند به خود نمی گویند منبع این خزعبلات پارانوئید که تنها از مغز انسان مریضی چون حسین شریعتمداری بروز میکند کجاست و چرا ایشان جوابیه های افرادی را که در موردشان آن طور ناجوانمردانه مطلب می نویسد منتشر نمی کند؟ آیا با خود نگفتند آنچه کیهان در مورد فعالان حقوق بشر می نویسد و افراد شریفی چون مهرانگیز کار و هزاران تن دیگر را مورد نسبتهای ناروایی چون فراهم کردن خانه فساد در ویلای شمال تهران ( که معلوم نیست آدرسش کجاست) برای خارجیها قرار می دهد با کدام مدرک و کدام دلیل است؟ ( حتما خود آقای شریعتمداری در یکی از این مجالس فیضی برده اند و چون سردار زارعی نماز جماعت برپا کرده اند).

 

می گویند هر چه کنی به خود کنی گرچه که نیک و بد کنی! واقعه زنجان، حتی اگر صحنه سازی باشد، ثمره تخم لقی است که خودتان کاشته اید. به سن و سال جوانان طراح این به قول شما توطئه نگاه کنید. آیا جز دهه شصتی های تخسی هستند که شما پرورش داده اید در نظام استریل فرهنگیتان؟ تهمت زدن و پاپوش دوختن را از خودتان یاد گرفتند. کشوری که سیستم اطلاعاتیش را بکار میگیرد تا با جعل چند نشریه از یک مشت دانشجوی بی نوا انتقام بگیرد باید منتظر روزی باشد که همین دانشجوها از همان سلاح علیهش استفاده کنند.   

      

سخن آخرم با دوستان اصولگراییست که همگان را دعوت به آرامش میکنند. سوال من این است: آن زمان که فیلم کنفرانس برلین به آن شکل نمایش داده شد ( توضیح اینکه از عوام که می پرسیدم آقا مگر تو کنفرانس برلین چه جرمی رخ داده می گفتند: خجالت نمیکشند رفته اند آنجا لخت شده اند و رقصیده اند!!!) آن زمان که عکس دست دادن خاتمی در آمد، آن زمان که استاد زرین کلک- پدر انیمیشن ایران- مورد تهمت قرار گرفت، و خیلی وقتهای دیگر آیا شما آرامش خود را حفظ کردید تا ببینیم چه خبر است؟

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در پنجشنبه سی ام خرداد 1387 و ساعت 18:49 |

نمایشی تکراری و فرصت سوزی های همیشگی

 

1) چندی است نمایش عباس پالیزدار و چهل دزد طهران در سالن نمایش ایران زمین برگزار می شود. این اولین بار نیست که نمایشی از این دست بر روی پرده این تماشاخانه میرود و گروهی از تماشاگران با کف و سوت و گروهی با فحش و نفرین از آن استقبال می کنند. قبلا از همین گروه هنری نمایشهای دیگری چون تراژدی ثواب و کباب ( با هنر نمایی زیبای کرباسچی و محسنی  اژه ای)، کمدی دون کورلئونه ( با هنرنمایی شهرام جزایری)، و گنج قارون ( تهیه و تنظیم حسین شریعتمداری) به اجرا در آمده و موجب شادی و فرح هنر دوستان شده است.

 

آقای احمدی نژاد جمعش کن. برای دوباره انتخاب شدن این شعبده بازی ها را لازم نداری. همان گاو بندی های مرسوم را بکنی برنده ای. کسی هم نمی گوید چه شد و چه نشد. که بگوید ؟ به کجا بگوید؟ به که شکایت ببرد جز خدا از دست شما؟                           

                                                 

2) بهای نفت اخیرا به بهترین اهرم برای اعمال فشار نه بر آمریکا بلکه بر تمام دنیا تبدیل شده است. فرصتی که همواره به دنبال آن بودیم تا بتوانیم به نحو احسن از تمام دنیا امتیاز بگیریم (مثال همین بس که افزایش قیمت انرژی باعث شد هندی هایی که تا دیروز برای ما ناز و کرشمه می کردند برای هر چه زودتر برقرار شدن خط لوله صلح خود به سراغ ایران بیایند). متاسفانه چنین فرصت طلایی در حال حاظر به عنوان اهرمی برای جلوگیری از حمله احتمالی ایالات متحده استفاده میشود. فرصتی که می توانست در شرایط دیگری به عنوان برگ برنده برای ما در کلیه داد و ستدها و سرمایه گذاریهای خارجی به حساب آید. آقا جان آخر چرا اینگونه فرصتها را بر باد میدهید!

پی نوشت:

بی خیال بابا پی نوشتمان نمی آید.

 

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در یکشنبه بیست و ششم خرداد 1387 و ساعت 21:49 |

استفاده ابزاری ممنوع حتی از آیت الله خمینی

 

گویا رسم ایام است این استفاده ابزاری. تاریخش در اسلام بر میگردد به جعل حدیث پیامبر برای سرکیسه کردن خلق الله. حالا امروز هم شده جعل حدیث آیت الله خمینی. اینکه سخنان ایشان تا چه حد مرجع مناسبی است بخصوص جهت شناخت سابقه انقلابی افراد، خود جای بسی تامل است. دگر اینکه آیا فرمایشات ایشان فراتر فرمایشات سایر فلاسفه از قبیل افلاطون و ارسطو میباشد و آیا هرگز قابل نقد نیست؟ ناگفته مشخص است ایشان حتی اگر چون شیخ بهایی اهل کرامت هم باشد نهایت عارفی است فرهیخته و نه ولی معصوم که هرآنچه گوید چون وحی الهی عین حق تلقی شود.

 

جالب اینجاست که بعد از فوت ایشان هر گروهی با چسباندن خود به افکار ایشان و قبضه کردن وی و افکارش برای خود اقدام به کسب مقام و منزلت نمود. این میان بدنیست یادی شود از افرادی چون آقای مهدوی کنی و آذری قمی که هنوز موجود است نوشته هایشان در زمان حیات آقای خمینی و همگان شاهد تغییر موضع ایشان بعد از فوت وی هستیم و همه دیدیم چه بر سر میرحسین موسوی آمد بعد از آن همه خدمت و چگونه به حاشیه رانده شد تا دیگر نای بازگشت به صحنه را نداشته باشد.

 

انتخاب این موضوع برای بحث بر میگردد به جنجالی که به راه افتاد سر قضیه ((بی .ام. و)) و ((سونا و جکوزی)) منزل سید حسن خمینی نوه آقای خمینی و اظهارات اخیر اخوی رئیس جمهور سابق و همسرشان که ایشان هم نواده آقای خمینی است گویا.

 

اول: داشتن اتومبیل آخرین سیستم جرم نیست اما چگونگی ابتیاع آن مهم است. خود آیت الله خمینی که معصوم نبود پس نواده ایشان که جای خود دارد. پس ما با برو بچه هایی که به قول خودشان به حق اعلام کردند خبر دارایی های آقای نوه را و بعد از آن وبلاگشان مسدود شد و گویا گوششان را پیچاندند که" با خانواده امام چکار دارید!" همدردی می کنیم چرا که خانواده امام گرچه سید و اولاد پیامبر است اما اهل بیت به خود حضرت قائم ختم می شود و لاغیر. پس شکی نیست آنها که با اعلام خبر آن سایت ( که کاری نداریم به کجا وصل است و اهدافش چه بوده) فریاد ((وا اماما!)) سر دادند جز برای منافع خود نگران نیستند چرا که تحقیق و تفحص از دارایی های مسئولین این کشور مجاز است چه رسد به کسی که مسئولیتش کلیدداری مزار پدربزرگش است و بس.

 

دوم: اخیرا آقای اخوی رئیس جمهور سابق و همسرشان خانم اشراقی بیاناتی فرمودند از سیره امام که در محفل خصوصی گویا به ایشان فرموده و بس. که آری امام منظورش از حجاب این سختگیری نبود و غیره. ما به این برادران (به خصوص اصلاح طلب) که سعی دارند به افکار آیت الله خمینی لعاب لیبرالی بزنند عرض کنیم که: بگذارید تا ما شاهدان زنده آنچه سربازان همین امام شما با مردان آستین کوتاه پوش و خانمهای مانتو پوش کردند دیده از این جهان برگیریم سپس به جعل حدیث آن مرحوم اقدام کنید. هنوز یادمان نرفته آنچه آن گشت ثارالله با ملت بیچاره میکرد در خیابان و مجالس عروسی ( و ممنونیم از برادر احمدی مقدم و رادان که آن یاد و خاطره را زنده کردند تا امثال شما نتوانند کتمان حقیقت کنند). ایشان اگر نظرش این بود چرا فقط در محفل خصوصی آن را بیان میکرد؟ گویا این حرفها مصلحت نبود از بالکن جماران گفته شود. وگرنه خبر نداشت پاسداران تحت امرش در خیابان فریاد (( یا روسری یا توسری)) سر می دهند؟ یا نکند غرض چیز دیگری است و سودای رقابت انتخاباتی و حضور دوباره شما را بر آن داشته تا بر اعتقادات خود رنگ و لعاب خط امامی بزنید که شاید در جنتی و یارانش اثر کند؟ عزیزان این شیوه نه در جنتی اثر دارد و نه دوباره می تواند شور خرداد هفتاد و شش را ایجاد کند. پس اگر لیبرالید مرد و مردانه اعلام کنید. مطمئن باشید آنقدر آدم لیبرال در ایران هست که حمایتتان کند و اگر این فریبی است و بس بدانید تاثیری در جنتی و یارانش ندارد که آنها دستور از جای دیگر میگیرند.  

 

پس : استفاده ابزاری ممنوع، حتی از آیت الله خمینی.

 

پی نوشت:

قابل توجه دوست عزیز آقای سلیمانی (وبلاگ بحر). دیدی صدای ما هم در می آید حتی بر علیه دوستان خودمان (البته اگر فرصتی باشد).
+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در پنجشنبه شانزدهم خرداد 1387 و ساعت 22:12 |