خارج از دستور ۵
نطق اول: باز هم هجدهم تیر ماه آمد و باز هم هر کسی از این واقعه به نفع خودش داد سخن داد. دوستان و برادران اصولگرا که جای شاکی و متهم را عوض کردند. اقای ناطق نوری هم در یک اقدام جسورانه پس از یازده سال زبانشان بلاخره از ... بیرون آمد و مسببان اصلی این حادثه را معرفی کردند. ایشان با اشاره به سوابق اطلاعاتی خود ملی مذهبی ها را مسوول این حوادث دانسته اند. به گزارش واحد اعزامی ما به بهشت زهرا پیکر مرحوم آیت الله طالقانی از این اظهارات روی ویبره قرار دارد.
نطق دوم: احمد باطبی هم بلاخره از این مملکت خارج شد. ابراهیم نبوی یادداشت جالبی خطاب به ایشان نوشته که امیدوارم ایشان به حرف آقای نبوی گوش کند. حکایت ورود ایشان به دنیای سیاست مرا بیشتر به یاد آن صحنه از فیلم عصر جدید چارلی چاپلین می اندازد که ناخواسته رهبر یک گروه از کارگران اعتصابی شد فقط چون تکه چوبی با پارچه ای قرمز در دستش داشت! واقعا فقط در مملکت ما همینطوری الکی الکی زندگی یک فرد تباه میشود. خدا کند بتواند واقع بینانه از آزادی که نصیبش شده استفاده کند و خودش را ابزار دست یک مشت سیاستمدار ورشکسته نکند.
نطق سوم: این طرح امنیت اجتماعی هم که هر روز فشارش بیشتر میشود. میترسم انقدر فشار بیاورند که بزند از یک جای دیگر چشم و چال همه را در بیاورد. کم مانده در راستای امنیت اجتماعی نیروی انتظامی برای شورت مردم هم نرم ابلاغ کند!!! آخر با عکاسی ها دیگر چکار دارید. بهانه را نگاه کنید: برخورد با عکاسخانه ها که به مشتریان فیلمها و عکسهای نامناسب نشان می دهند! آقا جان آدم اگر نخواهد به آن عکاسی نمیرود. زورش که نکرده اند! استغفر الله!
نطق چهارم: گویا بلاخره یاسین در گوش طرف اثر کرده و بعد از سه سال که هم خودش و هم طرفدارانش هر چه از دهانشان در آمد به اقتصاددانان این مملکت گفتند پیغام فرستاده اند: بیاید مشکلات اقتصادی را یکبار برای همیشه حل کنیم! اما از همین جمله بوی ناپختگی تا آن سر ایران بلند است که مشکلات اقتصادی مساله ریاضی نیست که یکبار برای همیشه حل شود! اقتصاد یک فرایند پویاست. هر روز مسائل و مشکلات جدیدی دارد. اینکه تا چه حد بتوان در حل آنها موفق بود بستگی به عوامل بسیار دارد که یکی از آنها تیم مشاوران برجسته و آگاه است. حالا انشا الله درست شود. ما که بخیل نیستیم.
شایعه:
می گویند چندی پیش آقای عنایتی ( بازیکن سابق فوتبال استقلال) رفته بودند یکی از پاساژهای خیابان جردن و به خواهر یکی از مغازه دارها متلکی گفته اند ایشان هم با همکارانشان ایشان را یک کتک حسابی زده اند! در تلافی آقای عنایتی گویا به افرادی که به نظر میرسد از ماموران یکی از نهادهای امنیتی هستند پول داده اند. ایشان هم در هفته پیش ریخته اند داخل پاساژ و با استفاده از گاز اشک آور و باتوم هر که را توانسته اند زده اند و برخی را نیز به خانه امن برده اند و تا نیمه شب رهایشان نکرده اند. این که این داستان تا چه حد درست است من نمی دانم. تحقیق این مساله برای برو بچه های تهران آسان است (مخصوصا اگر کرم تحقیق داشته باشند). اما اگر این داستان حقیقت داشته باشد خاک بر سر افراد زیر به ترتیب:
۱- اقای عنایتی با آن قیافه زاقارتش .
۲- نیروی انتظامی که مثلا مسول امنیت شهروندان است.
۳- افراد آن نهاد امنیتی ( اگر واقعا آن نهاد امنیتی دخالتی داشته اگر نه که هیچ)
پی نوشت: نویسنده این وبلاگ صحت این شایعه را مورد تردید قرار می دهد. تحقیق در رابطه با صحت آن بر عهده خواننده است.
+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387 و ساعت
23:14 |