تبليغاتX
هویت ما - سرنوشت شوم فعالان حقوق بشر شهرستانی!

سرنوشت شوم فعالان حقوق بشر شهرستانی!

 

خبر اعدام یعقوب مهرنهاد که در خبرگزاری های دولتی وی را عضو گروه ((جند الله)) و در سایتهای آزاد وی را وبلاگ نویس و فعال مدنی معرفی کرده اند واقعا جای تاسف دارد. در اینکه باید با تروریستها برخورد شدید شود شکی نیست اما شواهد و قرائن تروریست بودن این فرد را تایید نمیکند. به عبارتی این چه تروریستی است که بجای اقدام مسلحانه دستش به خیر است و در اصلاح امور مردم محروم می کوشد؟ و واقعا چگونه شد روند محاکمه این بنده خدا که هیچکس نفهمید و چه ناگهان به اعدام محکوم و چه سریع حکمش اجرا گردید؟ واقعا چرا نام این فعال بلوچ تا قبل از اعدامش به گوش ما وبلاگ نویسهای پایتخت نشینن نرسیده بود؟ اگر واقعا ایشان تروریست بوده و علیه مردم و ملت ایران (که به اندازه کافی از دست حکومت فخیمه میکشند) اقدام کرده بود چرا دادگاه او آنقدر مخفی و بدون محاکمه درست و حسابی برگزار شد و چه گمنام! حد اقل این حق ملت ایران است در جریان محاکمه تهدید کنندگان امنیت داخلیشان قرار بگیرند تا به حسن نیت دستگاه قضایی شکی نبرند.

اما این سرنوشت فقط برای یعقوب رقم نخورد و آن معلم کرد، فرزاد کمانگیر، هم سرنوشت مشابهی پیدا کرد هر چند صدای وی گویا رسا تر بود (همانقدر که استانش آباد تر است در قیاس با بلوچستان فقیر) و تا به امروز با فعالیت فعالان مدنی جانش در امان مانده. اما هیچ تضمینی نیست سحرگاه یکی از همین روزها بدون اطلاع و اعلام از قبل این جوان شجاع هم به سرنوشت یعقوب دچار شود. و چه زود چشیدیم طعم تلخ میوه ای را که مجلس هشتم همین اواخر آنرا میچید تحت عنوان طرح مبارزه با اخلالگران  امنیت روانی! و مثلا قرار بود هدف وبلاگهای پورنو گراف باشد! و کافی است سری به وبلاگ این جوان بزنید و معنی این قانون جدید را به خوبی دریابید!

تبعیض و نابرابری در برخورد با فعالان مدنی شهرستانی و وضعیت اسفناک بازداشتگاههای شهرستانها هم بخش دیگری از محرومیتهای این هموطنان شده است! گویی حتی در مجازات هم سهم شهرستانی از تهرانی جداست! و سوال من اینجاست اصلا فرض بر اینکه یعقوب هم از جند الله، چه شد که برخی از مردم این سرزمین دست به اسلحه بردند تا حق خود بستانند؟ چرا بعد از این همه سال از انقلاب به قول خودتان شکوهمند و بردن جایزه نوبل فیزیک در ((انفجار نور))! هنوز استان سیستان و بلوچستان از این همه فقر رنج میبرد؟ آیا اگر در آبادی این استان کوشیده بودیم امروز جوانان این خطه باز هم برای امرار معاش دست به قاچاق میزدند؟ آیا اشرار باز هم فرصت سو استفاده از جوانان این استان را پیدا میکردند؟ اگر ((همه ما)) در درجه اول و ((دولتمردان)) در درجه دوم ( که شخصا معتقدم جز ما کسی دولت و حکومت را نمیسازد و اگر دولت و حکومت ناکارآمد بر سر کار است از ناکارآمدی و بی عرضگی همه ماست)  به خود نیاییم و در اصلاح امور کشور تدبیری نکنیم، دیری نخواهد انجامید که مردم جزایر خلیج ((فعلا)) فارس هم به همزبانان شیخ نشینشان ملحق شوند! که مگر چه کم دارند از مردم ابوظبی و دوبی و شارجه که سهم آنها میلیون میلیون ثروت است و سهم اینان خروار خروار محنت؟

پی نوشت:

 

وبلاگ این مرحوم را در اینجا ببینید. قضاوت با شما.

همچنین ببینید وبلاگ محمدرضا یزدانپناه را در رابطه با عزای عمومی در وبلاگستان!

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 و ساعت 22:23 |