تبليغاتX
هویت ما - خارج از دستور 7

خارج از دستور 7

 

نطق اول: پیرو کامنت یکی از خواننده های وبلاگ در رابطه با مطلب قبلی مناسب دیدم این چند خط را بنویسم.

1) این دوست عزیز در کامنت خود فرموده بودند از آنجایی که گروه موسوم به جند الله آرامش را از مردم استان سیستان و بلوچستان گرفته در نتیجه باید با اعضای این گروه به شدید ترین شکل برخورد شود.

در جواب این بخش: آری درست است ما هم موافقیم. منتهی مشکل در اینجاست ما هنوز نپذیرفتیم که مرحوم مهرنهاد عضو این گروه بوده و بلکه شواهد و قرائن چیز دیگری را گواهی می دهد. ایرادی که ما وارد میکنیم این است که چرا دادگاهی غیر علنی و بدون تنویر افکار عمومی برگزار شده و چه به سرعت حکم آن اجرا شد! مسلم است در صورت اثبات تروریست بودن ایشان حکم کاملا به جا بوده است. دوستان اگر مدارکی دال بر تروریست بودن این مرحوم دارند لطفا ارائه کنند.

2) در بخشی دیگر ایشان می فرمایند که حقوق بشری که ما از آن دم می زنیم به درد نمی خورد و چیز چرندی است! استدلال ایشان هم این است که آمریکا و غرب که مدعی آن است در رابطه با فلسطین به حقوق بشری که ادعا میکند پایبند نیست.

من در جواب این قسمت عرض کنم: آخر این چه نوع استدلال است آن هم از کسی که علم فلسفه و منطق خوانده: (( چون آمریکا نسبت به حقوق بشر برخورد یک بام و دوهوایی دارد پس نتیجه میگیریم حقوق بشر به درد نمی خورد!)) این استدلال مانند این است که بگوییم: چون احمدی نژاد در برقراری عدالت شکست خورده پس عدالت بدرد نمی خورد! یا همان استدلال بدور از حکمت لائیک ها که می گویند: چون سردمداران کلیسا در اروپای قرون وسطی فساد کردند پس دین بدرد نمی خورد! ( همین شیوه استدلال باعث شد لنین آن جمله معروف دین افیون توده هاست را بر زبان براند!)  

البته این شیوه استدلال در طیف موسوم به اصولگرا کم نیست و چه بسیار شنیده ایم که چون خاتمی شکست خورد پس ((اصلاحات))، ((مردمسالاری))، ((دموکراسی))، و ... بدرد نمی خورد!

حقوق بشر چیزی نیست که آمریکایی ها کشفش کرده باشند یا اختراعش کرده باشند. حقوق بشر را خداوند برای بشر قرار داده آنگاه که به بشر اختیار داد همراه با عقل و مسئولیت! اگر امروز غرب در بطن خود مسائلی دارد که با پشتوانه فرهنگی ما سازگار نیست آنها نتیجه دموکراسی یا مردم سالاری یا حقوق بشر نیست، آنها نتیجه پشتوانه فرهنگی غرب است ( که تهی است!) این مفاهیم در کشوری با پشتوانه فرهنگی ما به بالندگی منجر می شود نه فساد.

نطق دوم:

شیرین عبادی اخیرا مسئولیت دفاع از متهمان بهائی را بر عهده گرفته. همین قضیه ایشان را مورد اتهامات و تهمت های ناجوانمردانه ای قرار داده است. اولا به نظر حقیر مسخره تر از اینکه گروهی برای خودشان دین اختراع کنند وجود ندارد! و واقعا همین اسلام برای هفت پشتمان بس است! حالا چه مرضی است این بهائیت من نمی دانم! اگر می خواهید دین دار باشید این همه دین مرسوم. اگر قوانینشان برایتان سخت است یکباره لائیک شوید خلاص! این اداها واقعا مسخره است و جالب استدلالات آنهاست. حالا آنها خودشان کودن هستند، حکومت هم بر این قضیه دامن میزند و با زندانی کردن و اذیت و آزار آنها قضیه را برای جهانیان مهم میکند. آن آلمانی احمق یا آن فرانسوی اسگول هم خیال میکند واقعا دینی هست به نام بهائیت! که این بیچاره ها در ایران مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند! خداییش احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا یک حرف حسابی زد آن هم این بود که از خبرنگار صدای آمریکا پرسید: ((پیامبر این دینی که شما می گویید کیست؟))

 شما دقت کن ما داریم هی زور میزنیم از دست آخوند جماعت خلاص شویم، اینها دارن آخوند جدید میتراشند! بابا ول کنید تو را به جان پدرتان!

اما واقعا سزای این حماقت که اعدام نیست که حکومت با این بیچاره ها اینگونه برخورد میکند. خانم عبادی هم صرف اینکه می خواهد این بی نواها که خسر الاخره شده اند ،لااقل خسره الدنیا نشوند که بهایی نیست! واقعا این استدلالات کیهان و انگ چسباندنش آدم را به شگفت می آورد!

والسلام!  

+ نوشته شده توسط بنده خدا (کیوان ایرانی) در یکشنبه بیستم مرداد 1387 و ساعت 21:3 |